تبلیغات
http://rssreader.abzarak.com/?t=2&back=_ff0000&color=_444&box=_ffff00&max=5&rss=http://ict-noorian.mihanblog.com/post/rss/ نسیم سحر - مطالب من و خودم

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Animated Myspace Icons
دوشنبه 18 بهمن 1389-11:49 ب.ظ



   این روزا میخوام شما رو هم در گیر یه چیز تازه کنم...یه چیزه قدیمی که تازه گی داره....

مثل اینه که پشت فرمون یه لامبورگینی باشی ...هوا هم فوق العاده گرم باشه ولی تو دستتو دراز نکنی که کولر ماشینو بزنی..

یا مثلا اینکه تو یخچالت پر از نوشیدنی های جور واجور باشه و در حالی که داری از تشنگی میمیری تنبلیت بشه که بری و یه چیزی بنوشی

نمیدونم چه مثالی بزنم که بتونم منظورمو برسونم.میخوام از آدم بگم...از آدمی که تا حالا فقط تونسته از ۹ درصد مغزش کمک بگیره...از آدمی که برای حفظ شدن یه خط مطلب ۱۰۰ بار اونو میخونه و باز هم حفظ نمیشه...ادمی که میتونه با امواج مغزش شگفتی خلق کنه ولی همینطور بی حرکت جلوی مونیتور نشسته ...

وقتی آدم با دنیای چیزای جالب دنیا آشنا میشه میفهمه که باید چیزای بیشتری بدونه

       وقتی چیزای بیشتری میدونه که بفهمه الان هیچی نمیدونه...

 وقت زیادی ندارم..

خیلی چیزا هست که باید بفهمم..

     خیلی کارا هست که باید انجام بدم

              به آرزوهای کودکی که نگاه میکنم خندم میگیره...چون الان  اصلا شبیه اونا نیستم...

       اصلا نمیدونم چی از جون خودم میخوام




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 18 بهمن 1389-11:45 ب.ظ



چه سلامی   چه علیکی

حالم داره از خودم بهم میخوره

 دیروز یا بهتره بگم پریروز تولد ۲۱ سالگیمو جشن گرفتم....خبر نداشتم باید مجلس ختم ۶۸ میشد..

۶۸ ...

وقتی بهش فکر میکنم خیلی از من بهتر بود...شاد تر ..قوی تر..باهوشتر..موفق تر..

چه کارایی میکرد....تو ۱۵ سالگی نقش یک مهندس رده بالای گرافیک بازی میکرد بدون اینکه کسی حتی شک کنه.. کلی پول در میاورد..

نقش مهندس بنیاد مسکن  هه هه..خون کلی روستایی رو تو شیشه کرده بود...

حالا من از عهده چارتا کور و کچل برنمیام..

۶۸ آدم با شعور تری بود و با آدمای بهتری سر و کله میزد...

من با یه مشت لات دوره گرد روستایی دم خور شدم

با آدمایی دم خور شدم که ۶۸ طرف اونا هم نمیرفت..محل سگ هم بهشون نمیداد

من با اونا دوست صمیمی شدم...

۶۸ به کمکت احتیاج دارم...کمکم کن..تو رو خدا به دادم برس

امشب هارد قدیمیه ۶۸ رو وصل کردم..دارم به آهنگایی که اون گوش میداد گوش میدمو عکساشو نگاه میکنم...میخوام گریه کنم ...خیلی دلم میسوزه

۶۸ تو رشته های مختلف مقام میاورد ..پوز مهندسا رو میزد . مدارای پیشرفته طراحی میکرد.

پی ال سیو میخورد...

من حالا تو یه چپگرد راستگرد سریع میمونم

 آه..

شاید یه افسانه بود ۶۸ ..شاید باشه...شاید بتونه




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3