تبلیغات
http://rssreader.abzarak.com/?t=2&back=_ff0000&color=_444&box=_ffff00&max=5&rss=http://ict-noorian.mihanblog.com/post/rss/ نسیم سحر - مطالب مطالب جالب

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Animated Myspace Icons
جمعه 19 شهریور 1389-08:57 ب.ظ



تا حالا کسی رو دیده بودین با این همه بدبختی همیشه خرکیف باشه

راستش فرهنگ لغت مغزم ویروس گرفته  معنی خوشبختی رو به کمپلکس یادم رفتیدانده..

آدمی که پولدار باشه چه وجهی از زندگیش زیبا میشه...

بزارید اینجوری بگم...آدمی که پولداره چه شکلی زندگی میکنه...اون چیزی که تو مختونه ..اون چیزی که خودتون دوست دارین رو بگید...چه مدل ماشینی با چه مشخصات...چه تجارتی میکنی...

چه گوشی ای میگیری...دنبال چی هستی...این که یه کار باکلاس را بندازی..

یا میری برای علمت خرج میکنی؟؟؟

دلم می خواد یه نفر چنان بکوبه تو سرم که این سر درگمی از سرم بپره..

حتما این کارو بکنید ...اینقذه خوبه...نظر بقیه رو هم ببینید..




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 18 بهمن 1389 11:34 ب.ظ
جمعه 29 مرداد 1389-09:52 ق.ظ



این متن نامه ی پائولو به همسرش جولیاست>>>>

جولیای عزیزم سلام

  بهترین آرزوها را برایت دارم.همانطور که پیش بینی

 میکردی سفر خوبی داشتم .در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها

می شد مخاطرات گوناگون مسافرت به علاوه رنج دوری از تو

را تحمل کرد. دراین بین طولانی بودن مسیر و کهنه گی وسایل مسافرتی

حسابی مرا آزار داد .بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان

خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو  باهم آشنا شدیم. آنها 

که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند

محبت های زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که

قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند

نجات دادند .هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم

روبرتو که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته

و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند

تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات

مرا از تو دریافت کند و به من برساند .با او همکاری کن تا جعبه

مرا بگیرد .اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را

از تو گرفته و به من خواهد داد . وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را 

خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن  در رم مرا خواهد کشت.

پس درنگ نکن. بلا فاصله بعد از رویت نامه و انگشتر من در ونیز

موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مسئله به تو کمک کند.

آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند .در مورد دزد بعدی هم نگران نباش

مسلما پلیس اورا دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من  باز گردم.

                                                                                                           پائولو

_________________________________________________________________________________

نامه رو خوندین؟؟؟

راستی یه چیزی یادم رفت بگم..اونم این که قبل سفر پائولو با جولیا قرار گذاشته بود

...هر نامه ای که میده رو جولیا خط در میان بخونه...




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 18 بهمن 1389 11:34 ب.ظ