تبلیغات
http://rssreader.abzarak.com/?t=2&back=_ff0000&color=_444&box=_ffff00&max=5&rss=http://ict-noorian.mihanblog.com/post/rss/ نسیم سحر - من و خدا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Animated Myspace Icons
دوشنبه 18 بهمن 1389-11:41 ب.ظ



راه هایی که تا کنون به من وجود خدا رو ثابت کرده

۱.ما در دنیایی زندگی می کنیم که قوانین ثابتی داره.یعنی رفتارشون با جنس و موقعیت مکانی و زمانی و سایر مشخصه هاشون با هم تناسب دارن و متناسب با هم تغییر میکنن..مثالاشو خودتون در هر زمینه ای که دوست دارین بررسی کنین..

۲.سپس ما انسان ها که این روابط رو میبینیم به فکر میفتیم علتشون رو بدونیم و علوم مختلف پدید میان که ما در هر علمی (به اصطلاح خودم) از انتها حفاری میکنیم تا به ابتدا برسیم و ضمن پیدا کردن اصول و رابطه ها به سرمنشا اصلی برسیم..در واقع میخوایم بدونیم چجوری به وجود میاد..

مثلا رفتار های حرکتی را می بینییم سپس رابطه های مربوط به آن را یکی یکی پیدا میکنیم..

۳. هر بار که روابط به یه حد خاصی می رسن که دیگه انکار ناپذیر می شن یک سری قوانینی را پیش فرض میگذاریم..مثلا محور مختصات را تعریف میکنیم و یا برای فاصله و درجه مبنایی ثابت را قانون میکنیم.

همین رفتار انسان در کلیه علوم ریاضی و فیزیک و انسانی و شیمی و .....

و همینطور حفاری میکنیم رفتار ها را و قاعده و رابطه پیدا میکنیم و باز هم حفاری علم...

۴. فرض می شود که خدایی وجود دارد که  آفرینندهی همه چیز بر نظم است.

۵. مثل استغفرالله قتل های زنجیره ای که اتفاق میفتن با پیدا کردن وجه اشتراک به انجام رسیدن قتل ها اول رفتار و خصوصیات قاتل پیدا و سپس قاتل کاملا نمایان میشه..

۶. در بین همه ی علوم تشابهی وجود دارد .این که قوانین ریاضی ای که کاملا توسط ما درک و کشف شدن در همه علوم ثابتن...

۷.خیلی مهم :یک نقطه ی مبدا که فرض بشه در یک فضای R n که توابع در حال پیشروی بوده اند و ما ته ته این توابع  یعنی انتهای را دیدیم و حفاری کردیم ...هر چقدر که حفاری به مبدا نزدیک تر میشه ما رابطه های بیشتری بین تابع ها(علوم) میبینیم..( تا اینجا معلوم است و واضح که علوم  یا در واقع کل چیزهایی که می بینیم و لمس میکنیم  از یک مبدا سر چشمه میگیرند )

و این موضوع به همان اندازه که شما اجسام و چیز ها را میبینید و به وجود آنها کاملا مطمئن هستید

ملموس و قابل درک است..

حال زمانی که کلیه علوم را کاملا کشف کنیم و باز هم کشف کنیم و تعداد رابطه های علوم را ببینیم که  خیلی زیاذند و به بینهایت میل می کنند..یا در واقع در همان تابع که براتون گفتم فاصه ی نقطه N  در علوم مربوط( به مثلا پزشکی و سیستم بدن که نهایت علم اون زمان باشه(فرمول کلی سیستم بدن انسان) ) با نقطه ی ‌‌‌B در علم مثلا شیمی ( که متشابها آخرین کشف این رشته باشه(فرمول ایجاد کل مواد))و همینطور برای بقیه علوم  ... فاصه به صفر میل کنه ...

کاملا وجود یک آفریننده دانا و توانا قابل درکه

این رابطه ها با مبنا یی که انسان کشف کرده وساخته یعنی همون علم اعداد یا همون ریاضیات خودمونه...




تاریخ آخرین ویرایش:- -